|
ما الحقيقة . . . ؟
|
||
|
لا تمنعن احدكم مهابة الناس ان يقوم بالحق اذا علمه |
وقتي جريان كربلا در گوشه اي از عالم اتّفاق مي افتد ، وقتي هزاران نفر در مقابل يك لشكر 72 نفره قيام مي كنند و تمام خبرگزاريهاي وابسته زمان آن عدّه قليل را خارجي معرفي مي كنند ، وقتي ماجراي جهاد امام حسين را دعواي ايشان با يزيد برسر يك زن ثبت مي كنند وقتي سند سازي مي شود و مدّتها در تاريخ همه جريان به همين صورت نوشته مي شود، هزار گهواره طلا و نقره كودكان بني اميّه را حمل مي كردند و از بني فاطمه حسن بن الحسن المثنّي مجروح و علي بن الحسين بيمار باقي مانده بود .
امّا چه مي شود كرد وعده خداست كه للحقّ دولة و للباطل جولة حق ماندگار خواهد بود و باطل فقط جولاني دارد و بس !
آنگاه كه بني العبّاس با فريب « الرّضا بآل محمّد » بر مسندها نشستند و ابوحنيفه در مسجد درس مي گفت و امام صادق در حصر خانگي بود چه كسي مي توانست گمان اين را داشته باشد كه زماني نداي « قال جعفربن محمّد الصّادق » در عالم بپيچد و حال آنكه هزاران سال پيش از آن از عبّاسيون اثري نمانده باشد .
آري تاريخ تكرار مي شود . باطل از بين خواهد رفت مگر نه آنكه همانند صداي خران است كه بانگ اوّلش مهيب مي نمايد و بي قواره و آخرش بي رمق و بي ثمره و« انّ انكر الاصوات لصوت الحمير »
و حقّ را خداي متعال تكثير مي كند . باشيد تا ببينيم « فانتظروا انّا منتظرون »
تأييد رأي در دادگاه تجديد نظر پايان قصّه آية الله ابطحي نيست بلكه آغاز ماجراست .
پيش از اين هشدار داده بودم كه نكنيد كاري كه فرزدقهايي كه سالهاست چوبه دار خود را با خود حمل مي كنند مجبور به واكنش شوند و اكنون مي گويم يقين بدانيد كاري كرديد كه اين حقيقت تكثير شد .
امروز را نگاه نكنيد . ابطحيها در راهند ...
|
|